قنداسها (قزاقی: «قنداس» به معنای «همخون» یا «هموطن») به قزاقهای قومی گفته میشود که بهطور دائم در خارج از کشور زندگی کردهاند و به همراه اعضای خانواده خود (صرفنظر از ملیت) برای اقامت دائم به قزاقستان آمده و وضعیت رسمی قنداس را دریافت کردهاند.
بر اساس دادههای وزارت کار و حمایت اجتماعی جمهوری قزاقستان، روند بازگشت قزاقهای قومی به سرزمین تاریخی خود همچنان یک گرایش مهم جمعیتی به شمار میرود. از ابتدای سال ۲۰۲۵، ۱۴٬۸۲۸ قزاق قومی وضعیت قنداس را دریافت کردهاند. در مجموع، از سال ۱۹۹۱ تاکنون ۱ میلیون و ۱۶۲٫۹ هزار قزاق قومی به قزاقستان بازگشتهاند.
جریان اصلی بازگشتکنندگان در سال ۲۰۲۵ بهصورت زیر توزیع شده است:
- ۴۴٫۵٪ از ازبکستان
- ۴۳٫۶٪ از چین
بنابراین، تقریباً نیمی از تمامی قنداسهای واردشده را مهاجران از چین تشکیل میدهند؛ کسانی که، به نوشته او، زبان مادریشان قزاقی با استفاده از خط عربی («توتە جازو») است و معمولاً به زبان روسی تسلط ندارند. مهاجران از ازبکستان که سهم اندکی بیشتر دارند، برعکس، به دلیل گذشته شوروی این جمهوری، اغلب بهتر در محیط روسیزبان ادغام شدهاند. سایر کشورهای مبدأ سهم بسیار کمتری دارند: ۴٫۱٪ از ترکمنستان، ۳٪ از مغولستان، ۲٫۵٪ از روسیه و ۲٫۳٪ از سایر کشورها.
زبان بهعنوان مانع، نه پل ارتباطی
پارادوکس اصلی که قنداسها از چین، ایران، ترکیه و سایر کشورهای دیاسپورای دور با آن مواجهاند، توسط یلارا با دقتی چشمگیر توصیف شده است: آنان زبان قزاقی (اغلب در شکلهای کهنتر) را حفظ کردهاند، اما در قزاقستان، جایی که زبان روسی همچنان در محیط شهری، مکاتبات اداری و حتی ارتباطات روزمره غالب است، خود را ناتوان مییابند.
«من به روسی صحبت نمیکردم، زبانی که در زندگی قزاقهای محلی غالب است». این واقعیت بهظاهر ساده، موقعیتهای عادی (پرداخت هزینه تاکسی، رفتن به رستوران) را به آزمونی دشوار تبدیل میکند. احساس نقص، ترس از صحبت کردن و شرم، تصویری روانشناختی از قنداسی را ترسیم میکند که برخلاف انتظار، خود را «بیگانه در میان خودیها» احساس میکند.
در مدرسه و دانشگاه، فرزندان قنداسها با زبان ترکیبی مواجه میشوند که در آن قزاقی با واژهها و ساختارهای روسی در هم میآمیزد و این امر مانع شناختی و اجتماعی مضاعفی ایجاد میکند. فیلمهای محلی به روسی دوبله شدهاند، خدمات دولتی مملو از اصطلاحات روسیزبان است و ادارههای گذرنامه و ویزا نیازمند آشنایی با دستگاه بوروکراتیک هستند که تازهواردان بهسادگی برای آن آماده نیستند.

بحران هویت: از خط عربی تا سیریلیک
داستان یلارا لایه بسیار مهم دیگری از مسئله را برجسته میکند: مسئله هویت. او و خانوادهاش در چین، بهعنوان اقلیت، برای حفظ زبان و سنتهای خود مبارزه میکردند. برای آنان، زبان قزاقی نشانگر تعلق و «لنگر» پیونددهنده با فرهنگ بومیشان بود. اما مهاجرت به قزاقستان، جایی که «قزاق بودن» مستلزم کد فرهنگی و زبانی کاملاً متفاوتی است، این تصویر منسجم از جهان را فروپاشاند.
آمار سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که مشکل سازگاری پیش از همه نسل جوان و افراد در سن کار را دربرمیگیرد: ۵۷٫۴٪ از تازهواردان در سن کار هستند و ۳۴٪ را افراد زیر سن قانونی تشکیل میدهند که باید از طریق مدارس و دانشگاهها ادغام شوند. دقیقاً همین گروهها بیش از دیگران بحران هویت توصیفشده توسط یلارا را تجربه میکنند.
افزون بر این، قنداسهای چین با «توتە جازو» زبان قزاقی با استفاده از خط عربی رشد یافتهاند. پس از ورود به قزاقستان، آنان درمییابند که زبان مادریشان (از نظر آوایی) به شکلی متفاوت ظاهر میشود، زیرا به خط سیریلیک منتقل شده است. این وضعیت یک مشکل آموزشی منحصربهفرد ایجاد میکند: بزرگسالان و کودکان ناچارند دوباره خواندن و نوشتن را به زبانی بیاموزند که آن را زبان خود میدانستند. به گفته نویسنده، برنامههای دولتی اغلب این ویژگی را نادیده میگیرند و مواد آموزشی را تنها به خط سیریلیک ارائه میدهند و نیازهای اطلاعاتی این گروه از شهروندان را پوشش نمیدهند.
خلأها در سیاست دولتی
قوانین قزاقستان، بهویژه قانون «درباره مهاجرت جمعیت»، حمایت از یادگیری زبانها را اعلام میکند. اما تجربه خانواده یلارا نشان میدهد که در عمل این حمایت دستنیافتنی باقی میماند.
او مینویسد: «خانواده من هرگز از این سیاست اطلاع نداشت و مجبور بود هزینه کلاسهای زبان روسی مرا خود بپردازد». این موضوع گواه شکاف عظیم میان اعلامیهها و اجرای واقعی سیاستهاست.
دولت عمدتاً بر جنبههای مادی تمرکز دارد: تخصیص سهمیهها، یارانههای جابهجایی و کمک به اشتغال. در سال ۲۰۲۵، برای قنداسهایی که به مناطق دارای کمبود نیروی کار (استانهای آکمولا، آبای، کوستانای، پاولودار، آتیراو، قزاقستان غربی، قزاقستان شرقی و قزاقستان شمالی) نقل مکان میکنند، اقدامات حمایتی زیر پیشبینی شده است:
- یارانه جابهجایی — ۷۰ شاخص محاسباتی (حدود ۲۷۵٫۲ هزار تنگه) برای سرپرست خانوار و هر عضو خانواده
- جبران هزینه اجاره مسکن — ماهانه به مدت یک سال از ۱۵ تا ۳۰ شاخص محاسباتی (از ۵۹ تا ۱۱۸ هزار تنگه)
این اقدامات بدون شک مهماند. اما سازگاری اجتماعی، یا به تعبیر نویسنده «کاهش ترس از طردشدگی»، همچنان در «منطقه خاکستری» باقی میماند. قنداسها با سه چالش اصلی حلنشده مواجهاند:
۱) دورههای زبان: نبود برنامههای در دسترس و متناسب برای یادگیری زبان روسی و زبان قزاقی به خط سیریلیک. طبق قانون، نهادهای اجرایی محلی «باید شرایط یادگیری زبانها را فراهم کنند»، اما در عمل اطلاعات مربوطه در دسترس نیست و دورهها پولی هستند.
۲) محیط اطلاعاتی: کمبود مواد آموزشی به خط عربی برای دوره گذار و عدم آگاهی از خدمات دولتی موجود.
۳) دسترسی به خدمات: دشواری تعامل با نهادهای دولتی به دلیل سلطه کامل زبان روسی در اسناد فنی و حقوقی
شایان توجه است که در میان قنداسهای در سن کار، ۵۱٫۱٪ تنها دارای تحصیلات متوسطه عمومی هستند، ۲۷٫۶٪ تحصیلات متوسطه تخصصی دارند و فقط ۱۵٪ دارای تحصیلات عالیاند. این بدان معناست که اکثریت مهاجران برای مشاغل کارگری و فنی درخواست خواهند داد؛ جایی که مانع زبانی (زبان روسی در حوزه فنی و تولید) میتواند مانعی بحرانی برای اشتغال باشد.

دانشگاه بهعنوان «پناهگاه»
یلارا توانست بحران هویت را به لطف محیط منحصربهفرد دانشگاه نظربایف پشت سر بگذارد؛ جایی که زبان ارتباطی انگلیسی بود. این امر به او امکان داد نقش زبان روسی را بهعنوان تنها نشانگر «خودی بودن» خنثی کند. از طریق موسیقی، تئاتر و علایق مشترک، او راههای جدیدی برای احساس تعلق به فرهنگ یافت.
اما خود نویسنده پرسش بهجایی مطرح میکند: «اما تکلیف دیگر قنداسها چیست؟ جوانانی که حتی با زبان قزاقی بزرگ نشدهاند، یا نسل مسنی که نمیتواند صرفاً از طریق آموزش ادغام شود؟»
در همینجا مشکل اصلی نهفته است. موفقیت یلارا بیشتر یک استثناست که به آموزش نخبگانی و تسلط به زبان انگلیسی وابسته است. هزاران قنداس دیگر، بهویژه در میان ۳۴٪ افراد زیر سن قانونی و ۸٫۶٪ بازنشستگان، تنها در برابر شهر روسیزبان، بوروکراسی و احساس عمیق سردرگمی و بیجهتی باقی میمانند.
نتیجهگیری و توصیهها
مشکلات قنداسها در قزاقستان بسیار فراتر از مسائل مسکن است. این یک چالش عمیق اجتماعی–فرهنگی است که مفهوم «بازگشت به وطن» را به پرسش میکشد. دولتی که دیاسپورا را به بازگشت فرا میخواند، باید آماده باشد نهتنها بهصورت سرزمینی، بلکه از نظر فرهنگی و زبانی نیز آنان را بپذیرد.
تحلیل آمار سال ۲۰۲۵ در کنار تجربه شخصی یلارا نشان میدهد که مشکل اصلی امروز نه در تعداد مهاجران، بلکه در کیفیت ادغام آنان در جامعه است. حدود ۴۴٪ قنداسها از چین وارد میشوند و پیشینه زبانی منحصربهفردی دارند، در حالی که نظام حمایتی موجود نیازهای آنان را در نظر نمیگیرد.
یک سیاست فراگیر باید شامل موارد زیر باشد:
- ایجاد مراکز رایگان و گسترده سازگاری اجتماعی با تمرکز بر آموزش زبان روسی برای بزرگسالان و سوادآموزی به خط سیریلیک.
- ترجمه اسناد کلیدی اداری و اطلاعات مرجع به زبان قزاقی (خط سیریلیک) همراه با سادهسازی دسترسی برای افرادی که به زبان روسی تسلط ندارند.
- تدوین مواد آموزشی به خط عربی برای گذار تدریجی به سیریلیک، بهویژه برای نسل مسن و کودکان.
- اجرای کمپین اطلاعرسانی میان قنداسها درباره اقدامات حمایتی موجود، از جمله حق برخورداری از آموزش رایگان زبانها.
در حال حاضر، هزاران قنداس همچنان با احساسی زندگی میکنند که در ابتدای این مقاله مطرح شد: آنان قزاقهایی هستند که به زبان روسی صحبت نمیکنند و در این پارادوکس، ناچارند بار دیگر برای خود و دیگران حق نامیدهشدن به عنوان «قزاق» در سرزمین تاریخی خود را اثبات کنند.
رایزنی فرهنگی- آستانه
منبع:
https://insidekazakhstan.tilda.ws/opinionpiece1
نظر شما